دوشنبه 1386/12/13
معماران عصر تباهی فرهنگی
دوم خرداد 1376 ، موجد عصر 8 ساله ای شد که بعدها ، طرفداران آن ، از آن ، به عصر باصطلاح ، اصلاحات ياد کردند . هر چند که ، مهمترین ویژگی این عصر ، فساد و تباهی بود . ظهور چهره هائی ، با سوابق فرهنگی ، حقوقی و پارلمانی که رهبری این جریان ، در دولت را برعهده داشتند ، از مهمترین ويژگیهای این عصر بود . بارزترین این چهره ها ، 3 تن بودند : محمد خاتمی ( رئیس جمهور ) ، عطاء الله مهاجرانی ( وزیر فرهنگ و ارشاد ) و محمدعلی ابطحی ( معاون رئیس جمهور ) . محمد خاتمی و محمدعلی ابطحی ، عضو مجمع روحانیون مبارز بودند و پیش از آن در وزارت فرهنگ و ارشاد با یکدیگر همکاری داشتند . عطاء الله مهاجرانی ، معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور دوران سازندگی بود و عضو هیات موسس حزب کارگزاران سازندگی ایران .
پس از گسترش اعتراضات حزب الله تهران ، قم و چندین شهر دیگر ، مهاجرانی وزارت فرهنگ و ارشاد را ترک گفت و موسسه خلق الساعه ای را بنا نهاد که بجای گفتگوی تمدنها ، به مرکز صیغه تبدیل شده بود . ابطحی ، نیز ، با انواع جلف بازیها ، از کاروان عقب نماند و هرچه توانست ، دل امت حزب الله را خون کرد . نوبت به خاتمی ، کمی دیرتر رسید که در اروپا ، با یک زن با لباسهای نچندان پوشیده ، دست بدهد . آری ، نقطه مشترک تمام چهره هائی از این دست ، تساهل و تسامح دینی و اخلاقی است . کسانی که عموماً ، عهده دار سمتهائی چون : معاونت حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور و وزارت فرهنگ وارشاد بودند . حال اینکه ، اکنون متخلق ترین مسئولین دولت اصولگرا ، در چنین مسئولیتهائی خدمت می کنند و اثری از تساهل و تسامح دینی و اخلاقی نیست . بساط صیغه ، نیز ، برچیده شده است . الحمدلله .
یکشنبه 1386/07/22
چرا فرهنگ ؟
پيش از فروپاشي بلوک شرق ، چپگرايان در تحليلهاي خود از دو اصطلاح " روبنا " ( سياست ) و " زيربنا " ( اقتصاد ) استفاده مي کردند . درحاليکه در انديشه اسلامي اقتصاد و سياست معلول فرهنگ دانسته مي شوند ؛ بهمين دليل تحولات فرهنگي هر جامعه از ارزش متانبهي برخوردارند .
یکشنبه 1386/06/25
اين جماعت دندان درد خودمان هستند .
بنا داشتم که مدتي باصطلاح چراغ خاموش حرکت کنيم ، لکن نشد ؛ اول اينکه دولت ، باصطلاح خودشان کريمه ، موضوع انقلاب فرهنگي دوم را گويا جدي نگرفته و به آن وقعي نمي نهند ، وضعيت اسفبار فرهنگي کشور در ۲ سال اخير نشانگر وضعيت بسيار متفاوتي با دوران موسوم به اصلاحات نيست . دانشگاهها ، سينما ، مطبوعات و ... در شرايط نچندان مساعدي هستند . اعتراض مقام معظم رهبري ( دامت برکاته ) به وضعيت پژوهشي دانشگاههاي کشور ، آنچنان جدي بود که مسبوق به سابقه در ۱۸ سال اخير نيست . آنهم در دوران کساني که خط بطلان بر ۱۶ سال قبل از خودشان چنان محکم کشيدند که گويا ويژگي مهم تمامي اين سالها رهبري فرزانه اي نادر در عرصه فرهنگ بر کشور همچون ايشان بود . جاي تاسف دارد ! حال معظم له با ايشان چنين با عتاب برخورد مي کند که اجازه ديدار به کاهلان عرصه فرهنگ و پژوهش نمي دهند ، که حال توقع استعفاي وزير علوم و تحقيقات و ... مي رود .
اما بعد ، ديدن عضو شاخه جوانان حزب جبهه مشارکت ملي ايران که با شال سفيد ، موهاي پريشان ، مانتوي بدون دکمه و ... جايزه بهترين بازيگر زن سال را مي گيرد ، هرچند حتي لياقت نامزدي چنين عنواني را هم در قياس با بازيگران برجسته زن کشور ندارد ، بيشتر دلمان را آزرد ، فاين تذهبون ؟ چرا گوهر نفيس و مقدس هنر بايد در خلاب سياست افتد و چنين تيره به نمايش درآيد ؟ ... آنهم با شل حجابي ! از سوي ديگر ، نگاهي گذرا به شماره هاي يشين هجونامه شهروند امروز ، ارگان کميته ايکس ، داغ دلمان را تازه کرد . کاش دولت و مجلس و قوه قضائي در دست همان دوم خرداديها بود ، شايد تحمل آن روزها ساده تر بود . هرچند که احمدي نژاد را بيشتر از خاتمي مي پسنديم و او را دوست داريم . اما ، آنچه امروز بر ما و در ميان اين جماعت کوفي - بني اسرائيلي مي گذرد ، با چشمي از خون و چشمي ديگر از اشک مي گويم ، اين تعبير جانکاه است که : اين جماعت دندان درد خودمان هستند . يا بايد دندان را کشيد يا با دستي بر چانه درد آنرا تحمل کرد !
الهي ، مددي ...
به اميد اقدام عاجل رئيس جمهور اسلامي و محبوب مان
شنبه 1386/06/10
روز شمار نشريات موهن اميركبير از زبان يك دانشجوي مسلمان
دانشجویان دانشگاه ها اعتراض کردند...(شیراز ، تهران ، امیرکبیر، شریف ، امام صادق ، الزهرا ، شهید رجایی ، علوم و حدیث ، علم و صنعت ، خواجه نصیر و ...)
اکثر دانشگاه های کشور سیاه پوش شدند...
مسئولان قول پیگیری دادند...
دانشگاه امیرکبیر...
10 اردیبهشت...
توهین به ائمه اطهار در 4 نشریه دانشجویی وابسته به تحکیم وحدت طیف علامه...
خبرگزاری دانشجویان علیه دانشجویان...
کمیسیون آموزش از عوامل انتشار مطالب موهن حمایت کرد...
4 ماه گذشت...
نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس برای حمایت از عوامل انتشار مطالب موهن به رئیس جمهور تذکر دادند...
خاتمی و کروبی در دیدار با خانواده های عوامل توهین کننده به ساحت مقدس امام عصر (عج)، از آنان حمایت کردند...
خاتمی در همایش انتظار : جهان بايد آمادهي ظهور امام عصر(عج) باشد!!!
مسئولان، دیگر پیگیر برخورد با عوامل توهین کننده به ساحت مقدس ائمه اطهار نیستند...
خشم و اعتراض دانشجویان متعهد فروکش کرد...
ماجرای توهین به ائمه اطهار به فراموشی سپرده شد...
قول آزادی توهین کنندگان به ائمه اطهار را دادند...
و امٌا...
یا صاحب الزمان!
کجاست منتظر تو؟
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم، عزیز من، که غریبی!
عجیب تر که چه آسان، نبودنت شده عادت!
چه کودکانه سپردیم دل به قصه ی قسمت!
چه بی خیال نشستیم! چه کوششی؟! چه وفایی؟!
فقط نشستم و گفتم، خدا کند که بیایی!
پنجشنبه 1386/06/01
سناریو شکنجه
چندی است که اخباری در خصوص شکنجه هتاکان در نشریات موهن امیرکبیر مبینی بر اینکه معترفین در زیر شکنجه اعتراف کرده اند و انتشار این نشریات به آن ها ربطی ندارد. لازم به ذکر است که افرادی که به خاطر انتشار نشریات موهن در بازداشت هستند خود را انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر در طیف علامه معرفی می کنند که زیر مجموعه دفتر تکیم وحدت(طیف علامه) است. اعضای شورای مرکز دفتر تحکیم وحدت که چند وقت است آزاد شده اند پس از خارج شدن از بازداشت از رفتار مناسب عوامل بازجویی و بازپرسان خبر دادند و هرگونه شکنجه را تکذیب کردند.
در اینجا یک سوال پیش می آید که اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از نظر چارت سازمانی از انجمن اسلامی امیرکبیر(!!!) بالاتر است شکنجه نمی شوند ولی اعضای پایین تر شکنجه می شوند. معمولا افرادی که بالاتر هستند جرم و مجازاتشان باید بیشتر باشد( هر که بامش بیش برفش بیش). غیر معقول به نظر نمیرسد که با اعضای شورای مرکز دفتر تحکیم برخورد مناسب شود، ولی اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر را شکنجه بدهند.
این سناریو در دفتر تحکیم وحدت امیرکبیر سابقه دارد. علی افشاری هم ابتدا در تلوزیون اعتراف کرد اما پس از فرار به آمریکا در پیش اربابانش گفت که من زیر شکنجه اعتراف کرده ام. سخنان امیر عباس فخرآور شنیدنی است:هیچگاه در طول دوران زندان نمیتوانستم بفهمم که چطور میشود یک فعال سیاسی جوان و قبراق جلوی دوربینهای جمهوری اسلامی زار بزند تا آزادش کنند و بعد که بیرون آمد بگوید مجبورش کرده اند!!!!! راستی میدانید انگشت شمار هستند فعالین سیاسی که جلوی دوربین صدا و سیما زار نزدند؟
دوشنبه 1386/05/08
انقلاب فرهنگي دوم ، يک استراتژي است .
ديروز بعدالظهر يکي از دوستان جوان و فعال غيراصولگرا تلفني با من تماس گرفت و آه و ناله که اين چه کارهائي است که مي کني ؟ ... . چرا از بازداشت عده اي دانشجو و سابقا دانشجو ، حمايت مي کني ؟ اين کارها اخلاقي نيست . انقلاب فرهنگي دوم ديگر چيست ؟ و قس عليهذا ...
اما ، من تمام نصيحتهاي اين دوست گرامي را گوش دادم و پس از اتمام صحبتهايش جواب دادم ، بلي ؛ قانع شد . ما معتقديم که فقدان هسته هاي گزينش ، براندازان را ابتدا لباس دانشجو و بعد لباس زندان مي پوشاند ، اگر نه دانشجو که نبايد زنداني شود . ما معتقديم که کوتاهي وزارتين علوم و بهداشت ، زحمت وزارتين اطلاعات و دادگستري را افزون کرده است ، اگر نه دانشگاه در يک مدل مطلوب بايد امن ترين نقطه براي نظام باشد و آخرين سنگر انقلابيون { اسلامي } . ما با برخورد اطلاعاتي - قضائي با دانشجو مخالفيم . ولي با دانشجو شدن براندازان هم مخالفيم .
بلي ، از بحث انقلاب فرهنگي دوم مراد ما يک حرکت مقطعي زودگذر و محدود ( به دانشگاه ) نمي باشد ، انقلاب فرهنگي از نظر احمدي نژاد يک پروژه کوتاه مدت است ، در نظر يک جناح خاص ، يک تاکتيک ميان مدت ، لکن ما آنرا استراتژي بلند مدت جديد نظام مي دانيم که پس از ۳۰ سال اجراي استراتژي تثبيت و صدور انقلاب ، اينک ، به مهندسي مجدد خود نيازمند است . خلاء فرهنگي در جامعه ما شديد حس مي شود . روحيه سالهاي نخستين در ميان مردم و مسئولان کمتر مشاهده مي شود . ميدان نبردي سترگ و همه جانبه در پيش رو پيش بيني مي شود . چاره کار از نظر ما دانشجويان مسلمان ، انقلاب فرهنگي به تمام معنا است .
شنبه 1386/04/30
اندر تلاشهای یکی از تشکلهای سیاسی غیر اصولگرا
هرچند لازم به ذکر نمی باشد ، اما طی ۱۰ روز گذشته موج دستگیری دانشجویان از دو دانشگاه تهران ، به دو تشکل باصطلاح تحکیمی گسترده شد . چند روز پیش شاخه دانشجوئی یک تشکل سیاسی غیراصولگرا دست و پای زیادی زد که (( آقا همکلاسی های !؟ ما ؟! را آزاد کنید ! )) .![]()
خوب ، اول اینکه چرا احزاب اصولگرا ( بجز یک تشکل سیاسی ) شاخه دانشجوئی ندارند و اگر هم دارند غیر فعال
است و بود و نبود آن ، نه در دانشگاهها و جنبش دانشجوئی ، که در هیچ جا حس نمی شود و چرا آن تشکل سیاسی هم که باصطلاح شاخه دانشجوئی دارد ، اینقدر بی اثرتر
در دانشگاهها و جنبش دانشجوئی جلوه می کند و از اعضای شورای دانشجوئی آن فقط ۱ نفر - آنهم در دانشگاه آزاد اسلامی یک شهرستان - دانشجو می باشد ؟![]()
گذر از همه و همه مطالب ، تکلیف تشکلهای اصولگرا در قبال نسل سوم سنگین است . جای خالی بخش جوانان و شاخه دانشجوئی قابل اعتنا در میان اصولگرایان خالی است . چه کسی توان پر کردن چنین جای خالی را در مقابل هجمه سنگین طرف مقابل دارد ؟
نکته : بازداشت شدگانی چون ع. م. و همراهانش ، سالها است که دانشجو نیستند . مسئول شاخه دانشجوئی آن تشکل سیاسی غیر اصولگرا هم ، سالها است که از دانشگاه علم و صنعت تهران فارغ التحصیل شده ، ولی ... . چرا نباید کسی جواب این مغالطه ها و سفسطه چینی ها را ندهد ؟ در پایان ؛ حمایت از متهمین به چه قیمتی است ؟
بازگشت به قدرت از جاده دانشگاه !؟ چه تاکتیک احمقانه ای !
چهارشنبه 1386/04/20
دستگیری عوامل توطئه مقابل دانشگاه امیرکبیر
اعضا شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در جبهه ضد انقلاب در ۱۸ تیر مقابل دانشگاه امیر کبیر دستگیر شدند. این افراد که قصد داشتند دسیسه کوی دانشگاه ۷۸ را دوباره زنده کنند اما نقشه پلیدشان ناکام ماند. ۱۸ تیر ۷۸ یاد آور حوادثی تلخ است حوادثی که لکه ننگی را بر جنبش دانشجویی بر جای گذاشت.
یادمان نمی رود که به خواهران محجبه هتک حرمت می شد به جرم اینکه چادر داشتند، فراموش نمی کنیم که روی سر دانشجویان نفت می ریختند و قصد داشتند آنها را آتش بزنند تنها به جرم اینکه ریش داشتند، از خاطرمان پاک نشده است که با چوب و چماق و میلگرد بر سر دانشجویان می کوبیدند، از یادمان نمی رود پیراهن عثمان را که به خاطر آن می خواستند ارزش ها را دفن کنند، از یادمان نمی رود که قلب مولایمان را جریحه دار کردند، و اینانند همان روشنفکران و آزادیخواهانی که آزادی را چماق استبداد کردند و به ارزشگرایان لقب چماق بدست میدادند.
پنجشنبه 1386/04/14
هم میهن دوباره توقیف شد .
روزنامه هم ميهن ، ارگان نیمه رسمی شاخه چپ گرایان حزب کارگزاران سازندگی ایران ، سرانجام پس از انتشار بیش از ۱۰ صفحه مطالب خلاف واقع در خصوص انقلاب فرهنگی و سم پاشی در خصوص انقلاب فرهنگی دوم ، توقیف شد .
مهمترین چهره های روزنامه هم ميهن عبارتند از غ.ک. ، م.ع. ، م.ق. ، رضا خ.ر. ( رابط برخی افراد خاص ! با شاخه چپ گرایان حزب کارگزاران سازندگی ایران ) ، م. غ. و م.ش. .
شورای فعالین دانشجوئی از اقدام قانونی در خصوص مطبوعات قانون شکن حمایت می کند و بر نظر خود مبنی بر عدم انتشار چنین مطبوعاتی پافشاری مجدد خود را اعلام می کند .
سه شنبه 1386/04/12
علی افشاری و دلارهای آمریکایی
علی افشاری از اعضای متواری دفتر تحکیم وحدت بعد از اینکه به آمریکا رفت از مزایای اربابان خود بهره مند شد و پاداش خوش خدمتی های خود را در ایران دریافت نمود وی از اعضای فعال در توطئه نظام برانداز ۱۸ تیر بود و علیه ایران در کنگره ملی آمریکا برای اربابانش سخن پراکنی کرد. بارها رسانه ها از ارتباط او با سران آمریکا و دریافت مبالغ هنگفت سخن گفته اند و او هر بار تکذیب کرده است اما اکنون یار غار او امیر عباس فخر آور در وبلاگ خود اعتراف کرده است که: علی افشاری از محل کمکهای دولت آمریکا به موسسه NED ماهیانه ۵۰۰۰ دلار و از بودجه دولت آمریکا در رسانه دولتی VOA هر هفته ۲۰۰ دلار ، حقوق میگیرد.
این است جزای خیانت و پشت کردن به ملت ایران.







